|

تا صبحدم به ياد تو شب را قدم زدم آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم با آسمان مفاخره كرديم تا سحر او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم او با شهاب بر شب تب كرده خط كشيد من برق چشم ملتهبت را رقم زدم تا كور سوي اختركان بشكند همه از نام تو به بام افق ها ، علمزدم با وامي از نگاه تو خورشيد هاي شب نظم قديم شام و سحر را به هم زدم هر نامه را به نام و به عنوان هر كه بود تنها به شوق از تو نوشتن قلم زدم تا عشق چون نسيم به خاكسترم وزد شك از تو وام كردم و در باورم زدم از شادي ام مپرس كه من نيز در ازل
همراه خواجه قرعه ي قسمت به غم زدم
Medium (Media) Blog
سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا!
دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
|